محمود عظيمينيا فرماندار يزد در مصاحبه با ایسنا شايعات مبني بر تغيير فرماندار يزد را تكذيب و اعلام داشت: من همچنان فرماندار يزد خواهم ماند و انتخابات دور دوم را نيز در دو حوزه استان برگزار خواهيم كرد. فرماندار يزد در پاسخ به احتمال تغيير فرماندار بعد از برگزاري انتخابات در استان اعلام داشت: امسال سال نوآوري و شكوفايي است لذا هر تغييري امكان پذير است
دروغ 13 و ديگر هيچ
حكايت ما و فرماندار يزد، بي شباهت به حكايت خبرنگاران روزنامه ها و سايت هاي سراسري و الهام، سخنگوي دولت و وزير دادگستري نيست. هر خبري كه از درگاه سايت هاي استاني وارد مي شود، مسلما مورد تكذيب فرماندار و خدم و حشم قرار مي گيرد و در مي يابيم كه بازهم از سايت هاي اصلاح طلب نارو خورده ايم و از اين سوراخ براي بار چندم گزيده شده ايم. ليكن به اندك زماني نياز است تا نقيض اين خبر از درگاه فرمانداري يزد به صداي طبل جارچي ها روانه شود كه: آي تغييري در اين عمارت روي داده كه بيا و ببين.
ديروز براي چندمين بار براي يزدنا طلب مغفرت از درگاه احد جزادهنده نمودم كه بار ديگر خواسته بود مرا به فريبي دلخوش به تغييرات در استانداري كند. ليكن به طرفه العيني تكذيبيه اين تغييرات را در سايت فخيمه ايسنا ديدم و خانه دلم به نور شمع سندي چند از فرماندار منور شد كه رييس دارالعماره شهر خبر تغيير خود را در سال نو آوري و شكوفايي ابتدا كذب محض خوانده بود و اصولا از اساس بي خيال همه، گفته بود كه بايد داد شايعه پراكن نامرد را چوب زد.
پوز خندي زدم و خبر يزدنا را دوباره خواندم. اين سايت عليمه ي يزدنا هم وقتي بخواهد خبر رفتنت را بدهد چنان آب و تابي به كار مي دهد كه خود بخواهي بروي و از خواندن خبررفتن خود شاد شوي. شماره تلفني از مسئولين و مدير سايت نداشتم تا دست مريزادي بگويم و نصيحتشان كنم كه راست تربگوييد كه اينقدر چپ و راست از شما ننالند و خود را به محك تجربه به ايشان نشان دهيد... اي دل غافل كه اجل مهلتم ندادو جمله آتي آمد كه البته در سال اخير كه به زيور شكوفايي و نو آوري رنگين شده است_ گرچه بين خودمان بماند كه الحق در روستاهايمان يك چكه آب هم نداريم كه چيزي شكوفا شود و در شهرهايمان جز عقده هيچ نمانده كه نوبرانه به مردان بزرگمان هديه دهيم_ امكان هر تغييري وجود دارد.
دلم براي خودم سوخت. زود خام حرفهاي فرماندار شده بودم . به خودم نفريني فرستادم و زيرلب من من كنان گفتم: اين اصحاب دولت عادله هم ياد گرفته اند ها! تا راست نگويند، دروغي به اين بزرگي را به ملعبه ي كلام مي آرايند و بعد هم اگر حتا فايل صوتي و تصويري و چه و چه ارائه بدهي تكذيب مي كنند كه مونتاژ است و ساخته دست انسان!!!
فرياد بر آوردم، بر درون خودم كه آهسته گو كه رييس ستاد انتخابات استان مي شنود و تو را هم مثل آن خبرنگار بيچاره به چه و چه تهديد كه نه! جلوي چشم آوري مي كند. دهانم را درون خودم بستم و دست به قلم زدم. خبرنگار بيچاره آن نشريه يزدي را ديگر نديده امش. اميدوارم در هركجاي اين يزد كه به سر مي برد و يا خارج از يزد.، روزگار خوشي داشته باشد. گرچه گمان نمي كنم تهديد كردن به تعطيلي نشريات، تعطيلي مدير مسئول و سردبير را هم در بر گيرد!
القصه برايتان بگويم كه من هم نوشتن اين نوشته را تكذيب مي كنم و همه چيز را كار دست جنايتكار ابرقدرت بيگانه مي دانم كه مي خواهد بين ما و شما را فاصله بياندازد... و شايد من هم دروغ 13 بگويم گاهي اوقات!
قربان شما
پ. مهدوي
از سري يادداشت هاي من براي دست چپم...

