آخرین یادداشت های یک دیوانه...
روزنوشت های یک زندگی پیش از آنکه آغاز شود...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سالمرگی ...
دوشنبه دهم دی 1386 20:52
آن روزها وقتی که من بچه بودم... غم بود. اما کم بود...
سال نو میلادی شروع می شه. ما همگی پی یه چیز نو هستیم. مرگ هم می تونه نویی بیاره. امسال کتاب های زیادی خوندم. به چیزهای زیادی فکر کردم و بسیار چیزهارو از دست دادم. نه برای چیزهایی که به دست آوردم خوشحالم و نه برای چیزهایی که از دست دادم ناراحت. تنها برای خودم ناراحتم. تنها برای خودم...
نوشته شده توسط پ-مهدوی
| لینک ثابت |

