تبليغاتX
آخرین یادداشت های یک دیوانه... - سمفونی بخارا
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سمفونی بخارا چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 22:26
برایش نوشتم:

خدای من خداوند ظالمی بود

که مرا

با چیزی از خود راند

که عاقلان را به آن می خوانند...

شوخی را تمام کرده بودم. شماره ی جدید بخارا را ورق می زدم... مطالب جامعی راجع به عزت الله فولادوند و چند شعری از شعرای مختلف و یکی هم از ضیاء موحد... بوی او را می داد. لای کتاب به دنبال نشانی می گشتم. بویی٬ یادداشتی٬ خط نوشته ای٬ کاغذی... عادتی که از اولین کتابهایی که امانت داده بودم در من مانده بود...

فقط بوی خوب کاغذ بود و احساسی از بوی او...

باز هم ظلم خداوند مرا شامل شده بود...

نوشته شده توسط پ-مهدوی  | لینک ثابت |